X
تبلیغات
ضد ... حال

زن

 
[ چهارشنبه سوم آبان 1391 ] [ 0:43 ] [ رازاوه جون ] [ ]


سال نو مبارک باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد

 

سالی پر از شااااااااااااااادی و هیجان و صمیمیت رو براتون

آرزوووووووووووووووووووووووووووو میکنم

 

سال ۱۳۹۲ بر همه ی شما عزیزان مبارک

 

بااااااااااااااااااااااااااااااد

[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 16:25 ] [ رازاوه جون ] [ ]


فصل جدید من

سلوووووووووووووووم

 

زمستونم آمد و نه برف بارید نه .....

 

خیلی دلم گرفته تا حالا این حس بد و نداشتم

 

چند روزی میشه از دانشگاه آمدم و الان یه کم حالم بهتر شده

 

مامان بزرگم فوت کرد و من بعد ۱۷ روز فهمیدم

 

خیلی دوسش داشتم خییییییییییییلی ولی این آخرا ناراحتش کردم و الان معنی واقعیه جمله ی

 

خیلی زود دیر میشود و فهمیدم

 

من حتی فرصت معذرت خواهی ام نداشتم اونقدم دیر امدم بیشش که

 

آه حالم بدجور از همه گرفته نمیتونم بقیه اش و بنویسم

 

فقط خئا کنه مامان بزرگم ببخشه من و .............

[ دوشنبه نهم بهمن 1391 ] [ 14:12 ] [ رازاوه جون ] [ ]


تنها شرط من براي همسر آينده ام اينه كه ....

!

!

!

!

.
مثل آدم رفتار کنه

 

همین......فقط همیـــــــــن

 

هههههههییییی می دونستم

 

واسه همیشه تنها میمونم :| :/ :))))))

[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 15:10 ] [ رازاوه جون ] [ ]


عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی

 

و افتخار می کنی که عشق برایت این چنین است !

و من می خندم . . .

 

به برنامه هایی که هیچکدام ، ارزش دیدن ندارند . . .
.

[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 14:17 ] [ رازاوه جون ] [ ]


خود همیشگیم ! ! !

 

و زندگی آنقدر کوچک شد

 

تا در چاله ای که بارها از آن پریده بودیم افتادیم ! ! !

 

 

وای بعضی وقتا تو زندگی یه هوا از خودت خارج میشی

 

یعنی ....

 

خودت و گم میگنی شخصیتت !

 

افکارت ! خصوصیاتت و رفتارت ووو

 

بعد که یه کم فکر میکنی میبینی

 

 این من اون من قبلنات نیست

 

تا حالا شده اینجوری شین ؟ ؟ ؟

 

من حدود یکی دوماهه که خودم نبودم

 

 دوستای جدید باعث میشه خودت و

 

گم کنی و مثل اونا باشی

 

به خواب هم خودم رو اینطوری نمیدیدم

 

ولی خوب شد ...

 

زود خودم رو جم و جور کردم بازم شدم همون

 

رازاوه ی دوست داشتنی خودم

 

خدا جونم ممنونم ازت و

 

بدون که خیلی دوستت دارم

 

خیلی دلم برای خود خودم تنگ شده بود الان دوست دارم

 

میتونستم خودم رو بغل کنم

 

وای رازاوه عاشقتم

 

خیلی حتی از قبلنا هم بیشتر ! ! !  

[ یکشنبه دهم دی 1391 ] [ 15:20 ] [ رازاوه جون ] [ ]


نامردا... این ماجرا راسته

نامردا... این ماجرا راسته
 
پسره به دختری که باهاش دوست بود میگه :
امروز وقت داری بیای خونمون؟
دختره : مامانم نمیذاره
پسره : بگو میخوام برم استخر...
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره : تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن،برو تو حموم م
وهاتو خیس کن!
وقتی دختره میره حموم،پسره به دوستاش زنگ میزنه...
پسره و دوستاش یکی یکی...
این آخری که رفت حموم ، نه یک ساعت نه دو ساعت ، موند تو حموم...
دیدن این دیر کرد ، رفتن حمومو یهو دیدن دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته :

نامردا خواهرم بود...


[ دوشنبه ششم آذر 1391 ] [ 16:48 ] [ رازاوه جون ] [ ]


از آدم های چاپلوس دوری کنید ! ! !

[ دوشنبه ششم آذر 1391 ] [ 16:46 ] [ رازاوه جون ] [ ]


زمستون زود بیا

 به نام خدایی که:

دغدغه ی از دست دادنش را ندارم ... !!!

 

 من انگار هنوز بی مخاطب ترین عاشقانه نویسه جهانم  ! ! !

 از پاییز بدم میاد

(متنفرررررررررررررررررررررررررررررررررررررم از این فصل آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه)

 زمستون فصل قشنگ من

زود بیا (وای زمستون چه فصل نازیه) برف ـ سرما ـ گلوله بازی 

 وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

عجب جالب و قشنگ و هیجان داره ه ه ه ه ه ه ه ه ! ! ! این فصل زمستان

[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 10:41 ] [ رازاوه جون ] [ ]


به نام خدایی که:

دغدغه ی از دست دادنش را ندارم ... !!!

 

تنها کسیکه وقتی شکمش رو لگد می زدم

از شدت شوق می خندید مادرم بود

سلامتی ِ همه مامانای دنیا...

 

ایـــن روزهـــا دلگرمـی مـی خـوام وگـــرنـــه چیــزی که زیـــاده،سرگرمی

 

[ چهارشنبه سوم آبان 1391 ] [ 0:33 ] [ رازاوه جون ] [ ]


فقط بخند به آدم های عجیب ! ! ! خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

اینجا ایران است نواحی خشک تهران موجودات عجیبی اینجا زندگی میکنند , نسل عقب مانده از انسان ها ...موجودات عجیبی که ناقل بیماری "خود داف پنداری " هستند :دی رازبقا...از شبکه داف خسته خخخ


 
*************

ادم تو خیاابون ببینه اینارو سکته میزنه



 
 
*************
 
 
 
[ چهارشنبه سوم آبان 1391 ] [ 0:21 ] [ رازاوه جون ] [ ]


زن

زن سینه‌های برجسته نیست

موی مش کرده

ابروی برداشته

لبانِ قرمز نیست

زن لباسِ سفید

... شب با شکوه عروسی

بوی خوشِ قرمه سبزی

هوسِ شب‌های جمعه

قرار‌هایِ تاریکی‌ ، کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست

مادر بچه‌ها نیست

زن عصایِ روز‌های پیری

پرستار ، وقتِ مریضی

رفیقِ پای منقل

زن

وجود دارد

روح دارد

قدرت

جسارت

پا به پای یک مرد ، زور دارد

عشق

اشک

نیاز

محبت

یک دنیا آرزو دارد

که هنوز هیچ مردی پیدا نشده

که بخواهد

جایِ یک زن باشد

[ سه شنبه دوم آبان 1391 ] [ 23:56 ] [ رازاوه جون ] [ ]


دورانی جدید

 به نام خدا  

 

 هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلی است ...

که کال ماندم و ... به آرزوهایم نمیرسم ! ! !

 

 با سلامی گرم به همه ی دوستای خوشکل و عزیزم

تا دیروز بود میگفتم مدرسه تموم بشم خداکنه دانشگاه قبول بشم

حالا که دانشگاه قبول شدم

میگم ای کاش زود دانشگاهم رو تموم کنم

تا دیروز میگفتم از شهر خودم برم همین

امروز میگم ای کاش فقط یک ساعت بیشتر تو شهر خودم بمونم

تا دیروز بود میگفتم دوستای جدید حال و هوای آدم رو عوض میکنه

اما امروز میگم ای کاش با دوستای خودم بودم

میبینین هیچی ما آدما سر جای خودش نیست

خودمون هم نمیدونیم چی می خوایم ! ! !

ولی زندگیم خیلی جالب تر از قبل شده

و باز هم میگم خدایا شکرت

برای همه چیزایی که بهم دادی

و چیزایی که حکمت بوده ندی

خیلی دوستت دارم خدا جونم

این دوران هم میگذره و همه ی اطرافیانم

بهم میگن این دوران (دوران دانشجویی)  بهترین دوران زندگیته 

 ازش به خوبی استفاده کن ! ! !

 من هم تصمیم گرفتم که به خوبی

از این دوران (دوران دانشجویی) استفاده کنم ! ! !

و در آخر ...


اگر سهراب سپهري در زمان ما دانشجو بود!
:)))))))))))))

اهل دانشگاهم
رشته ام علافيست
جيبهايم خاليست
پدري دارم
حسرتش يک شب خواب!
دوستاني همه از دم ناباب
و خدايي که مرا کرده جواب
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب ميفهمم سهم آينده من بيکاريست
من نميدانم که چرا ميگويند
مرد تاجر خوب است و مهندس بيکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نيست
چشم ها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
بايد از مردم دانا ترسيد!
بايد از قيمت دانش ناليد!
وبه آنها فهماند
که من اينجا فهم را فهميدم
من به گور پدر علم و هنر خنديدم

فعلا بای دوستان عزیزم

نظر یادتون نره

 

[ یکشنبه سی ام مهر 1391 ] [ 21:35 ] [ رازاوه جون ] [ ]


خود دوستداشتنی ! ! !

 به نام خدا  

 از اینکه خودم هستم خوشحالم


 شاید کامل نباشم اما صادق، دوست داشتنی و خوشبختم

 سعی نمیکنم کسی باشم که نیستم

 و تلاش نمیکنم که همه را تحت تاثیر قرار دهم

من خودم هستم

خود شاد

خود دوست داشتنی

خودجذاب

 خودم رو خیلی خیلی خیلی دوست دارم ! ! !

رازاوه جووون ! ! !

***

 شاعر میگه : بنی آدم اعضای یکدیگرند،

اما مشخص نکرده که مثلا من دقیقا جیگر کی هستم !!!

***

مهم نيست که دهه پنجاهي باشي يا دهه شصتی دهه هشتادي يا دهه نودي
مهم اينه که مثل نیمه اول دهه هفــــــــــــــــــتادی ها با حال باشي !!
بله

[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ] [ 16:15 ] [ رازاوه جون ] [ ]


مطلب قشنگ ! ! !

 
می گویی لیاقتت را ندارم ...
بی لیاقت عزیز!
در بی لیاقتی تو شکی نیست
اینجا...
دلیل بودنت میان بغض هایم
فریب خودم است
نه لیاقت تو...!

**********************

 این بار اگر زن ِ زیبایی دیدید

هوس را زنده به گور کنید !

و خدا را شکر کنید برای خلق این زیبایی ...

زیر باران اگر دختری را سوار کردید

به جای شماره ، به او امنیتــــــ بدهید !

او را به مقصد ِ مورد نظرش برسانید ...

نه به مقصد ِ مورد ِ نظرتان !

در تاکسی خود را به در بچسبانید ، نه به او !

بیائید فارغ از جنسیت

کمی مـَـرد باشید ! ! !

*******************

رفت؟

به سلامت!!!!

من خدا نیستم بگویم صدبار اگرتوبه شکستی باز آی.

آنکه رفت به حرمت آنچه با خود برد حق بازگشت ندارد.

رفتنش مردانه نبود لااقل مرد باشد برنگردد.

خط زدن برمن پایان من نیست

آغاز بی لیاقتی اوست!!!

***********************د باش !
اگر سراغ نگاهت را گرفتند ،
باور کن زندگی آدم گاهی لنگ میشه

لنگ کمی دلگرمی ...

فقط کمی ...!

این روزها...

خیلی چیزها دست من نیست.!

مثلا..

دستانت !

 

********************

آن گاه که در اغوش تــو بود ... فرشتـــه اش میخواندی


حـــالا که در اغوش دیگریست .... فــــاح شه؟؟؟؟

 

***************************************

خدایا .... خیلی ها دلمو شکستن ؛ دیگه تحمل ندارم ! شب بیا باهم بریم سراغشون .... من نشونت میدم ؛ تو ببخششون ... !!

***************************************

اگــر بــه مـــــردی بــیش از حــد بــها دهــی

دیگر بـرای داشــتنت تـلاش نمـی کند !

نگاهـش سرد می شـود

کلامـش بـی روح

دستانــش یـخ زده !

حـرف هایـش بـوی دل مردگـی مـی گیـرد

و آغـوشـش بـوی هـوس !!!

 

***************************************

هه هه هه این یکی کمی بخندید

نمیدونم چه کاریه همیشه میگن از صفر شروع کن!.......... من خودم الان از5۳ شروع کردم، خیلی خوب جواب میده

***************************************

ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛
گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !
هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛
کـــه دریـــده شـــده ایــــم ! ! !
 
***************************************

زمان مکالمات تلفنی

پسر به پسر = ۰۰:۰۰:۵۹

مادر به پسر = ۰۰:۱۰:۳۰

پدر به پسر = ۰۰:۰۲:۳۶

پسر به دختر = ۰۱:۱۵:۰۱

دختر به دختر = ۰۰:۲۹:۵۹

دختر به پسر = ۰۰:۰۰:۰۵

***************************************
تفاوت دخترها با پسرها

دختر

وقتي يک دختر حرفي نميزندميليونها فکر در سرش مي گذرد
وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند
وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

پسر

وقتي يک پسر حرفي نمي زندحرفي براي گفتن ندارد
وقتي يک پسر بحث نمي کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد
وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است
وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه
وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني
وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد
بدون که براي همه "فوروارد" کرده
وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)
وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه

***************************************

 
 نظر یادتون نره ! ! !
 
رازاوه جووون ! ! !
 
[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ] [ 16:7 ] [ رازاوه جون ] [ ]


گفته های رجینا برت در زندگی ! ! !

 به نام خداوندی که لبخند را آفرید ! ! !  

 زندگی مهربان نیست, اما باز هم خوب است !

 وقتی شک داری قدم بعدی را کوتاه تر بردار !
 
 زندگی کوتاهتر از آن است که برای نفرت از کسی وقت صرف کنی !
 
 شغل تو وقتی که بیمار هستی به فکر تو نخواهد بود،
اما دوستان و والدین ات چرا.با آنها در تماس باش !
 
 هر ماه اقساط خود را بموقع پرداخت کن !
 
 لازم نیست در هر بحثی برنده باشی !
 
 با دیگران همدردی کن، این خیلی بهتر از تنها گریه کردن است !
 
 هرکسی را همانطور که هست بپذیر !
 
 پس انداز برای دوران پیری را با اولین چک حقوقت شروع کن !
 
 وقتی نوبت مشکلات می رسد، مقاومت بیهوده است، با مسایل روبه رو شو !
 
 با گذشته ات آشتی کن تا امروزت را خراب نکند !
 
 بد نیست گاهی بچه هایت ببینند گریه می کنی !
 
 زندگیت را با کسی مقایسه نکن،از کجا می دانی آنها در چه وضعیتی هستند !
 
 اگر قرار است رابطه ای پنهان بماند،درگیرش نشو !
 
 هر چیزی ممکن است در یک چشم بر هم زدن تغییر کند،
اما ناراحت نباش،خدا پلک نمی زند !
 
 نفس عمیق بکش ،آرامتر می شوی !
 
 از هرچیز که مفید،زیبا و لذت بخش نیست دست بکش !
 
 هراتفاقی که واقعا به تو فشار می آورد ، تو را قوی تر می کند !
 
برای اینکه کودکی خوبی داشته باشی هیچ وقت دیر نیست !
 
 وقتی قرار است دنبال کسی بروی که واقعا دوستش داری نگو "نه" !
 
 شمع روشن کن،ملحفه ها رو نو کن. دل انگیز ترین لباس راحتی ات را بپوش.
برای زمان خاصی نگه اش ندار همین امروز زمان خاص فرا رسیده است !
 
 آمادگی کافی است،دل را به دریا بزن !
 
هیچ کس جز خودت مسئول خشتودی تو نیست !
 
هر مشکلی که برایت پیش آمد به خودت بگو 5 سال دیگه هم این مسئله برایم مهم است؟
 
 همیشه زندگی را انتخاب کن !
 
بخشنده باش !
 
آن چه دیگران درباره ات فکر می کنند به تو مربوط نیست !
 
 زمان همه چیز را درست می کنه،به زمان وقت بده !
 
 اوضاع هرچقدر هم بد یا خوب باشه تغییر می کنه !
 
 خیلی جدی نباش !
 
 به معجزه اعتقاد داشته باش !
 
 قدر پدر مادرت را بدان !
 
 زندگی را بررسی نکن،کارت را بکن،و بیشترش را همین حالا !
 
 فرزندانت فقط یک دوران کودکی دارند !
 
اگر مشکلات را تلنبار کنیم،مشکلات خود را بزرگ تر می کنیم !
 
 حسادت اتلاف وقت است،همین حالا آنچه لازم داشتید ، دارید !
 
 بهترین پیشامد هنوز در راه است !
 
 مهم نیست چه احساسی داری،بلند شو،لباس بپوش و شروع کن !
 
رها باش !
 
 زندگی فرازو فرود نیست،نعمت است ! ! !
 
نظر یادتون نره ! ! !
رازاوه جووون ! ! !
 
 
[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ] [ 15:14 ] [ رازاوه جون ] [ ]


داستان جالب ! ! !

 خواهش میکنم
 
حتما عاشقا بخونن
 
لطفا ! ! !  
 
 
 
 روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید

که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است.

 شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد…

شاگرد لب به سخن گشود و از بیوفایی یار صحبت کرد

و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده

 و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است !

شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خودحفظ کرده بود

و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند

 باید برای همیشه باعشقش خداحافظی کند.

 شیوانا با تبسم گفت :

اما عشق تو به دخترک چه ربطی به دخترک دارد!؟

 شاگرد با حیرت گفت:

ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟

 شیوانا با لبخند گفت:

چه کسی چنین گفته است؟! تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی

و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است.

این ربطی به دخترک ندارد. هرکس دیگر هم جای دختر بود

تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی.

 بگذار دخترک برود! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست.

مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی .

معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد!

 دخترک اگررفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد.

چه بهتر!

بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان

فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند! به همین سادگی ! ! !

 

پایان ! ! !

 

 

اینم یه داستان کوتاهه که قدر همسراتون رو بدونین لطفا بخونید  ! ! !

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.

این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...

پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود !

 

 من میگم که حرف های شیوانا کاملا درسته ! ! !

آی آدم ها بدونید که

عشق فقط مخصوص خداوند مهربونه

دوست داشتن زیاد مخصوص خانواده

و عادت مخصوص دوستان

 این حرف منه رازاوه جووون

 امیدوارم خیلی زود شما هم به حرف من برسید

وبهتون ثابت بشه ! ! !

 آمین ! ! !

 حالا نظر شما راجع به این موضوع چیه ! ؟ !

تو نظرات نظرتون رو برام بنویسید دوست های خوبم ! ! !

 رازاوه جووون ! ! !

[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 ] [ 14:54 ] [ رازاوه جون ] [ ]


روز دختر مبارک ! ! !

به نام خدا

روز دختر مبارک

بدون زن :

مردانگی مرد شایعه ای بیش نیست ! ! !

نگاه که هرزه باشد حجاب هم که داشته باشی

آنجور که می خواهد تو را تصور می کند

پس فکری به حال مغز های فاحشه کن

نه حجاب من ! ! !

خداوند لبخند زد و دختر آفریده شد

لبخند خدا روزت مبارک ! ! !

دخترا ی خوشکل و

باهوش و

زرنگ

روزتون مبارک ! ! !

مردن با مرد آغاز میشود

و زندگی کردن با زن

 

 آی از طرز فکر آدما

 راجع به دخترا ! ! !

بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه!

اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره!

اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه
لاغر
باشن می گن چه مردنیه!

اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست!

اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود!

اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار!

اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده!

اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره!

اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه !

اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه !

اگه........... شما بگین:
چکار کنن؟

روز

دختر

مبااااااااااااااااااااااااارک ! ! !

[ سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391 ] [ 14:50 ] [ رازاوه جون ] [ ]


ادم رو به حرف میارید ! ! !

به نام خداوند بخشنده ای که لبخند را آفرید

رازاوه جووون

سلام دوستان عزیز و دوست داشتنی من

ازتون یک خواهش داشتم ! ! !

لطفا

اسم من رو درست بنویسید

و درست تلفظ کنید

من رازواره نیستم

بلکه من رازاوه هستم

من دختر هستم پس لطفا دیگه این سوال رو نپرسید

وبعد هم این سوال الان تو ذهنتون هست مثل

همه ی دوستانی که آمدن و تو نظرات این سوال رو پرسیدن

که معنی اسمم چیه ؟؟؟

معنی اسم من (جذاب- آراسته شده - قشنگ)

با همه ی تبادل لینک ها هم موافقم

ولطفا من رو با اسم ضد...حال

بلینکید ! ! !

ممنون از همه ی شما عزیزان ! ! !

این گل هم تقدیم به شما عزیزان ! ! !

یه مطلب قشنگ هم براتون گذاشتم پاییم دوست خوبم

زخمی در پهلویم است.زمانه به آن نمک می پاشد و من از درد به خودم میپیچم.

مردم فکر میکنند که من دارم میرقصم...!

***
سلام.

- یه سؤال بپرسم ازت؟

بپرس.

- به ‏نظرت "یه خدا" داشتن بهتره یا "صدتا خدا" داشتن؟

این چه سؤالیه؟ خب معلومه. "یه خدا" داشتن!

- پس چرا هر بار که می‌خواهی از خونه بری بیرون، خودت رو برای "صدتا خدا" آرایش

می‌کنی تا محبتشون رو به‌خودت جلب کنی و بپسندنت؟ آخرش هم معلوم نیست کسی

خریدارت باشه یا نه!... بهتر نیست زینت‌هات برای همون "یه خدا" باشه و مورد پسند اون

قرار بگیره؟ همون خدایی که خودش گفته عاشقته؟!

***
من چه؟!

خدا شونه هامون رو فقط برای اینکه کوله بار غممون رو روش بذاریم نیافریده


آفریده که بعضی وقتها بندازیشمون بالا و بگیم :



“به من چه !”

شنیدی می گن دورهی اخرو زمون شده یعنی این

 
نظر یادت نره دوست خوبم ! ! !

[ یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ] [ 20:19 ] [ رازاوه جون ] [ ]


مدرسه خانه ی دوم من ! ! !

 به نام خدا

 

سلام این پست رو گذاشتم یه چیزایی از گذشته یادتون بیاد ! ! !

 

madrese1 اس ام اس شروع مدارس

 
 ای نام تو بهترین سرآغاز  

بی نام تو نامه کی کنم باز

ای یاد تو مونس روانم

جز نام تو نیست بر زبانم

هم قصه نانموده دانی

هم نامه نانوشته خوانی

از ظلمت خود رهائیم ده

با نور خود آشنائیم ده

http://faupload.com/upload/91/Khordad/78-391-home-2-.jpg

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده

که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی

 یه نفر میاد و بهت میگه

 با من دوست میشی؟

سلام شاید این اولین پست منه که واقعا ناراحتم و دارم مینویسم

واقعا ناراحتم قدیم این روزا میرفتم کتاب و کیف و مانتو و و و مدرسه می خریدم

یادش بخیر من امسال خدارو شکر دیپلم گرفتم اما خیلی خوشحال نیستم

چون حسابی دلم برای مدرسه معلمام و دوستان دوران مدرسه ام تنگ شده

هنوز هم باهاشون در ارتباط هستم

اما ... ! ! !

اما ! ! !

 اما هیچی اون روزایی نمیشه که

 با دوستام تو حیاط مدرسه میشستیم

 و حرف میزدیم و کلی به حرف های بی ربط هم می خندیدیم

 و قهقه میزدیم  ! ! !

هیچی اون روزا نمیشه که

 تو کلاس هی از هم ساعت میپرسیدیم

که کی زنگ می خوره ! ! !

هیچی اون روزا نمیشه که

با معلمامون بحث میکردیم و

 ازمون انظباط کم میکردن ! ! !

http://www.moppo.net/anisigns/signer/heart/heart.gif
خدااااااااااااااااااااااااااااااا جونم من دلم خیلی تنگ شده

 برای اون روزهای خوش مدرسه

من مدرسه می خوام

دوستای مدرسم رو می خوام

معلمام رو می خوام

http://www.moppo.net/anisigns/signer/heart/heart.gif
ساعت ۷ بلند شدن از خواب و رفتن به مدرسه رو می خوام

http://www.moppo.net/anisigns/signer/heart/heart.gif
من فروشگاه مدرسمون که چیز های خاصی نداشت ولی زنگ تفریح که میشد

ما خودمون رو میکشتیم تا یه چیز گیرمون بیاد رو می خوام

http://www.moppo.net/anisigns/signer/heart/heart.gif
چقدر زود بزرگ شدیم و نفهمیدیم

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدا خدامهربون خدا

خدا جونم

خدایا دلم می خواد سرم رو بکوبم به دیوار 

آخ سرم

 

کاش اولین روز دبستان بازگردد
کودکی ها شاد وخندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
برسوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند اموز روباه وخروس
روبه مکارو دزد وچاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوزو سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد ان آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند اموز روباه وخروس
روبه مکارو دزد وچاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوزو سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد ان آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن


[ چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 ] [ 14:32 ] [ رازاوه جون ] [ ]


زندگی بدون مهندسین

 به نام خدا

 کمی تفکر درباره ی بعضی چیزها انسان را شکر گذار تر میکند  

!

!

!

زندگی بدون

 مهندسین الکترونیک

زندگی بدون

 مهندسین مکانیک

زندگی بدون

 مهندیس عمران

زندگی بدون

 مهندسین ارتباطات

زندگی بدون

 مهندسین کامپیوتر

زندگی بدون

 مهندسین هوا فضا 

پس جای دارد که از همه ی مهندسین

تشکر کنیم

[ دوشنبه بیستم شهریور 1391 ] [ 17:2 ] [ رازاوه جون ] [ ]


من دختر هستم و همین برای من کافیست

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

من دختر هستم و همین برای من کافیست

مرا دختر خانوم مينامند

مضموني که جذابيتش نفس گير است

دنياي دخترانه من نه با شمع نه با عروسک

معنا پيدا نميکند ونه با اشک و افسون

اما تمام اينها را در بر ميگيرد

من نه ضعيفم نه ناتوان

چرا که خداوند مرا بدون خشونت

و زور و بازو ميپسندد

اشک ريختن ضعف من نيست قدرت روح من است

اشک نميريزم تا توجهي را جلب کنم

با اشکم روحم را ميشويم

خانه بي من سرد و ساکت است

چراکه شور و حال زندگي با صداي بلند حرف زدن

و موسيقي گوش دادن نيست

زندگي ترنم لالايي آرمش بخشي را ميطلبد

که خدا در جادوي صداي من نهفته است

من تنها با ازدواج کردن و مادر شدن نيست که معنا ميگيرم

من به تنهايي معنا دارم

معناي عميقي در واژه ي دختر بودن است

اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظري مرا ضعيفه ميخواند

باز هم قوي تر از قبل از پشت همين واژه سربلند ميکنم

و لبخند ميزنم چرا که خداوند مرا دختر افريده

و همين براي من کافيست.

***

نظر یادت نره دوست خوبم ! ! !

[ دوشنبه بیستم شهریور 1391 ] [ 16:39 ] [ رازاوه جون ] [ ]


حالت های انگشتان پا !!! (طنز)

[ جمعه هفدهم شهریور 1391 ] [ 22:49 ] [ رازاوه جون ] [ ]


تولدم مبارک

به نام خداوند ی که من را آفرید

  

سلام دوستای خوبم

امروز روز شنبه ۴ شهریور   

  روزی است که من به دنیا آمدم

تولدم هزاران بار مبارک

 

امروز روز من است…..روز میلادم

دنیا تبسم کرده است امروز با یادم


امروز بی شک اسمان ابی ترین ابیست

چرخ و فلک همچون دلم درگیر بی تابیست

تولدم مبارک

یک لحظه صبر کنین  یک آرزو بکنم ! ! !

 

هورا

هورا

 هورا




[ یکشنبه پنجم شهریور 1391 ] [ 0:18 ] [ رازاوه جون ] [ ]


بوی عید فطر

 عید مبارک فطر

 

 بر شما عزیزان هزاران بار

 

مبارک باد ! ! !

 التماس دعا

 

 خدایا از گناهانم ساده بگذر

 همانطور که

 از آرزوهایم ساده گذشتی ! ! !

 

بهترین دوست شما

رازاوه جووون

[ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 ] [ 11:34 ] [ رازاوه جون ] [ ]


همه ی دوران ها

 من به مدرسه ميرفتم تا در س بخوانم
تو به مدرسه ميرفتي به تو گفته بودند بايد دکتر شوي
او هم به مدرسه ميرفت اما نمي دانست چرا

من پول تو جيبي ام را هفتگي از پدرم ميگرفتم
تو پول تو جيبي نمي گرفتي هميشه پول در خانه ي شما دم دست بود
او هر روز بعد از مدزسه کنار خيابان آدامس ميفروخت

معلم گفته بود انشا بنويسيد
موضوع اين بود علم بهتر است يا ثروت

من نوشته بودم علم بهتر است
مادرم مي گفت با علم مي توان به ثروت رسيد
تو نوشته بودي علم بهتر است
شايد پدرت گفته بود تو از ثروت بي نيازي
او اما انشا ننوشته بود برگه ي او سفيد بود
خودکارش روز قبل تمام شده بود

معلم آن روز او را تنبيه کرد
بقيه بچه ها به او خنديدند
آن روز او براي تمام نداشته هايش گريه کرد
هيچ کس نفهميد که او چقدر احساس حقارت کرد
خوب معلم نمي دانست او پول خريد يک خودکار را نداشته
شايد معلم هم نمي دانست ثروت وعلم
گاهي به هم گره مي خورند
گاهي نمي شود بي ثروت از علم چيزي نوشت

من در خانه اي بزرگ مي شدم که بهار
توي حياطش بوي پيچ امين الدوله مي آمد
تو در خانه اي بزرگ مي شدي که شب ها در آن
بوي دسته گل هايي مي پيچيد که پدرت براي مادرت مي خريد
او اما در خانه اي بزرگ مي شد که در و ديوارش
بوي سيگار و ترياکي را مي داد که پدرش مي کشيد

سال هاي آخر دبيرستان بود
بايد آماده مي شديم براي ساختن آينده

من بايد بيشتر درس مي خواندم دنبال کلاس هاي تقويتي بودم
تو تحصيل در دانشگا هاي خارج از کشور برايت آينده ي بهتري را رقم مي زد
او اما نه انگيزه داشت نه پول درس را رها کرد دنبال کار مي گشت

روزنا مه چاپ شده بود
هر کس دنبال چيزي در روزنامه مي گشت

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ي قبولي هاي کنکور جستجو کنم
تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردي
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در يک نزاع خياباني کسي را کشته بود

من آن روز خوشحال تر از آن بودم
که بخواهم به اين فکر کنم که کسي کسي را کشته است
تو آن روز هم مثل هميشه بعد از ديدن عکس هاي روزنامه
آن را به به کناري انداختي
او اما آنجا بود در بين صفحات روزنامه
براي اولين بار بود در زندگي اش
که اين همه به او توجه شده بود !!!!

چند سال گذشت
وقت گرفتن نتايج بود

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهي ام بودم
تو مي خواستي با مدرک پزشکي ات برگردي همان آرزوي ديرينه ي پدرت
او اما هر روز منتظر شنيدن صدور حکم اعدامش بود

وقت قضاوت بود
جامعه ي ما هميشه قضاوت مي کند

من خوشحال بودم که که مرا تحسين مي کنند
تو به خود مي باليدي که جامعه ات به تو افتخار مي کند
او شرمسار بود که سرزنش و نفرينش مي کنند

زندگي ادامه دارد
هيچ وقت پايان نمي گيرد

من موفقم من ميگويم نتيجه ي تلاش خودم است!!!
تو خيلي موفقي تو ميگويي نتيجه ي پشت کار خودت است!!!
او اما زير مشتي خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!!
من , تو , او
هيچگاه در کنار هم نبوديم
هيچگاه يکديگر را نشناختيم

اما من و تو اگر به جاي او بوديم
آخر داستان چگونه بود؟؟؟
[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 ] [ 17:26 ] [ رازاوه جون ] [ ]


من خودمم

اگه قرار باشه من اونی بشم که تو میگی
دیگه من ، من نیستمـ !

من همینی ام که میبینی
مغازه که نیست دکور بچینم
برات ..!

[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 ] [ 17:17 ] [ رازاوه جون ] [ ]


فاحشه کیست ؟

دختری که برای بدست آوردن تو تنش را به تو هدیه میدهد

فاحشه نیست

ودختری که برای بدنبال کشیدن تو تنش را از تو دریغ میکند

 باکره نیست

من به باکره بودن ذهن فاحشه ها

و فاحشه بودن ذهن باکره ها

ایمان دارم ! ! !

( دکتر شریعتی )

 

نظر یادت نره دوست خوبم

دوستار همیشگی رازاوه جووون

 

[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 ] [ 16:56 ] [ رازاوه جون ] [ ]


كسی چه میداند...

كسی چه میداند...

من...

امروز...

چندبار فرو ریختم...

چندبار دلتنگ شدم...

از دیدن كسی كه...

فقط پیراهنش شبیه تو بود. ..

[ سه شنبه دهم مرداد 1391 ] [ 20:21 ] [ رازاوه جون ] [ ]


تحولات مردان

سیر تحول تیپ مردان ایرانی !+ عکس www.taknaz.ir
[ سه شنبه سوم مرداد 1391 ] [ 15:18 ] [ رازاوه جون ] [ ]